حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
505
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
و جواهر و نفايس زينت زمان است و در حاتمبخشى باوگتاى قاآن تشبّه ميكرد . نتيجهء اين زيادهرويها و سهلانگاريهاى ايلخان و صدرجهان به آنجا كشيد كه دينارى پول در خزانه نماند حتّى ترتيب مخارج روزانهء مطبخ ايلخانى نيز مختل گرديد و صدرجهان براى چارهجوئى باستشارهء يكى از زيردستان خود كه باوضاع چين آگاه بود تصميم گرفت كه به وضع آنجا بجاى زر و سيم پول كاغذى رايج كند و به همين قصد هم در سال 693 پولى بنام چاو كه شبيه باسكناسهاى حاليّه بود در ممالك ايلخانى منتشر ساختند ولى مردم اكثر از قبول آن استنكاف ورزيدند و غالب كسبه دكانهاى خود را بسته از شهرها هجرت نمودند و جريان معاملات راكد ماند و نزديك بود كه بر سر اين مسئله در شهرهاى بزرگ انقلاب برپا شود . ناچار گيخاتو آن را نسخ كرد و از اين تدبير هم براى اصلاح حال خزانهء خراب نتيجهاى بدست نيامد . قتل گيخاتو در 694 گيخاتو علاوه بر ضعف نفس و اسراف مردى شرابخوار و عيّاش و فاسق بود و در مدّت سلطنت كوتاه خود بر اثر تعرّض بناموس مردم عامّه را از خود رنجاند و شاهزادگان و امراى مغول هم از او تنفّر حاصل كردند و از اين جماعت از همه مهمتر بايدو نوادهء هولاگو بود كه بر بغداد و عراق حكومت داشت . عاقبت بايدو در جمادى الاولى با لشكرى از بغداد بآذربايجان حركت كرد و چون گيخاتو خبر يافت كه غالب امراى او نيز با بايدو همدستند بموغان گريخت و در آنجا بدست ياغيان بقتل رسيد و بايدو بايلخانى اختيار شد . سلطنت بايدو ( از جمادى الاولى تا ذى القعده 694 ) بعد از كشته گيخاتو و امير طغاجار و امراى ديگر بايدو را بايلخانى برداشتند و او پس از آنكه در نزديكى همدان در جمادى الاولى 694 جلوس كرد امير طغاجار را بامير الامرائى و تعهد امور لشكرى منصوب نمود و او را با نيابت صدرجهان زنجانى